نقدی بر کتاب "حکومت محلی، یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران"
نقدی بر کتاب "حکومت محلی، یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران"
حمیدرضا نصرتی دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی
یکی از مباحث مهم مربوط به توسعه، تمرکززدایی میباشد که در چند دهه اخیر مطالعات زیادی در کشورهای مختلف حول این محور با عناوینی چون تمرکززدایی، خودمدیریتی، منطقهمداری و اختیارسپاری به منظور ارائه الگویی مناسبتر جهت توسعهیافتگی و نیز به منظور تشویق شهروندان به مشارکت حداکثری صورت گرفته است. در این میان، مطالعات بر روی تمرکززدایی به منظور راهبردی در جهت ایجاد تعادل در ساختار حکومت، استفاده بیشترین منابع و ظرفیتهای سطوح خردتر در یک جامعه و تقویت پاسخگویی مسئولان در برابر شهروندان از اهمیت خاصی برخوردار است. در این میان، کتاب «حکومت محلي، يا استراتژي توزيع فضايي قدرت سياسي در ايران» نیز در این حوزه به چاپ رسیده است. این کتاب نوشته دکتر محمدباقر قاليباف از سوي انتشارات اميرکبير در تهران چاپ و منتشر شده است.موضوع این کتاب همانگونه که نویسنده بدان اشاره داشته متاثر از رشته های متعدد علمی نظیر علوم سیاسی حقوق مدیریت اقتصاد علوم اجتماعی و جغرافیا است که می تواند دیدگاههای جدیدی را در مدیران مسائل شهری و بویژه علاقمندان به فعالیت شوراها پدید آورد.
نویسنده در این کتاب سعی کرده است با بررسی مفهومی حکومت محلی، از دریچه هر یک از علوم پیش گفته تلاش نموده تا نگاهی مبنایی از معنا و مفهوم حکومت های محلی به خواننده ارائه نماید و به تشریح ساختار و سازمان آن پرداخته و تمرکززدایی را به عنوان استراتژی برونرفت از مشکلات فراروی مدیران ارشد کشور ارائه نماید. در چارچوب همین نگرش تجارب حکومت محلی در جهان را مرور کرده و دوران پس از استقرار دولت مدرن در ایران را به عنوان تجربهای هر چند ناتمام در الگوی توزیع فضایی قدرت سیاسی بازخوانی کند.
در کتاب حاضر از نظر مفهومي حکومت محلي چند بعدي است، يک موجوديت اجتماعي سازمان يافته که با احساس همبستگي و يگانگي توأم اســت و نيز يک بخش فرعي سياسي از يک کشور است. کشور، ايالت يا واحدهاي مهم سياسي ديگر حکومت ترکيبي از مکانيسم هاي سياســي براي اداره يک کشور به عنوان يک شخصيت حقوقي داراي مفهوم قانوني است. به لحاظ اجتماعي و فرهنگي يک گروه ســازمان يافته از افراد که درون محدودهاي جغرافيايي خاص اقامت دارند، با يکديگر پيوند ايجاد کرده و با احساس يگانگي همراه با خصايص اجتماعي فرهنگي که نشانگر خاصي نيز دارد، موجوديت اجتماعي جداگانه اي را تشکيل مي دهند که از آن جمله مي توان به به محل آنها اعم از روستا، شهرک، شهر، واحد تجاري صنعتي، عشاير و ترکيب اجتماعي فرهنگي جوامع شهري و روســتايي که در رخسار حکومت محلي منعکس مي شود اشاره کرد. در مجموع، مهم ترين جنبه مفهوم حکومت محلي به ويژگي سياسي آن برمي گردد. حکومت محلي از نظر سياسي براي برآوردن نيازها از آزادي عملياتي برخوردار است و اين نماد حکومت محلي است.
نویسنده کتاب بهعنوان نتیجهگیری، بر ارتباط قطعی و اساسی بین تمرکززدایی و تمرکزگرایی ساختار سیاسی- اداری و توسعهیافتگی سیاسی تأکید و در ادامه، نظام متناسب برای کشور ایران را نظام نیمهمتمرکز، پیشنهاد داده است. بر اساس آن، تار و پود حکومت محلی، در چارچوب متمرکز تبیین شده است که چیزی غنیتر و کارآمدتر از شوراهای اسلامی کنونی است و در صورت تکمیل و استقرار عینی، میتواند نسخه حل بسیاری از معضلات و بحرانهای حال و آینده جمهوری اسلامی ایران بهشمار آید.
کتاب حاضر از آن جهت قابل توجه است که در چند دهه اخير مطالعات زيادي حول محور تمرکززدايي به منظور ارائه الگويي مناسب تر جهت توسعه يافتگي و نيز به منظور تشويق شهروندان به مشارکت حداکثري صورت گفته است. (سلیمی:92/6/12 ) چرا که يکي از مباحث مهم مربوط به توسعه، تمرکززدايي است که خود به مولفههايي چون سطح توسعه اقتصادي، وسعت و پراکندگي جغرافيايي و قومي و... وابسته است و علاوه بر ابعاد حقوقي، داراي ابعاد سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اداري و اقتصادي است که بايد در مورد هر کدام بحث و بررسي جداگانه اي صورت گيرد.
کتاب مزبور، در پنج فصل تنظیم شده که با رویکرد توزیع متوازن قدرت سیاسی در واحد ملی به رهیافت جدیدی در مدیریت سرزمینی ایران منتهی شده است. فصل اول، به بررسی مفاهیم دولت و حکومت اختصاص دارد. فصل دوم، سازمان و ساختار حکومت محلی را مورد بحث قرار میدهد و در فصل سوم تمرکززدایی در چارچوب حکومت محلی تجزیه و تحلیل شده است. فصل چهارم، تجارب حکومت محلی در جهان را مورد توجه قرار داده و فصل پنجم، تمرکز و عدم تمرکز در ایران پس از استقرار دولت مدرن را ارزیابی کرده است.
با وجود اینکه نویسنده تلاش زیادی برای تألیف این اثر، که رساله دکتری ایشان در دانشگاه تربیت مدرس میباشد انجام داده است. با این جود نقدهای زیادی نیز بر این کتاب وارد است که در زیر به آن اشاره می شود:
به اعتقاد نویسنده، ارتباطی اساسی بین تمرکززدائی و توسعه یافتگی سیاسی وجود دارد و کشف این رابطه در مورد ایران واجد اهمیت است. نویسنده نظام متمرکز سیاسی و اداری در ایران را یکی از عوامل توسعه نیافتگی و عقب ماندگی ایران می داند. از این رو با ابراز آگاهی از اهمیت موضوع و ارتباط تنگاتنگش با این مسئله به آن نپرداخته و تنها به این جمله اکتفا کرده است که (( در خصوص رابطه میان توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی با تمرگزگرایی و تمرکززدایی تحقیق جامع و مانعی صورت نگرفته و این موضوع خصوصأ با عطف توجه به جامعه ایرانی کاملأ مغفول مانده است)) (قالیباف، 1391: 15). در ادامه خود نیز به این مسئله اشاره نمیکند که چگونه نظام سیاسی متمرکز باعث عقب ماندگی ایران شده است؟
در جایی دیگر نویسنده می نویسد ((شکل حکومت ایران قبل از پیروزی انقلاب مشروطیت، به صورت سلطنت استبدادی بود به طوری که تمامی قدرت و اختیار در دست شاه قرار داشت و همه احکام و دستورات از سوی او صادر می شد. در این سیستم نه تنها مردم محل، بلکه ملت ایران نیز هیچگونه قدرت و اختیاری در اداره امور محلی و مملکتی نداشتند)) (قالیباف، 1391: 126). در حالی که به اعتقاد دکتر یدالله کریمی پور استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی ، نظام اداری- سیاسی ایران از 708 پیش از میلاد تا 1921 میلادی یعنی در حدود 2630 سال، حداقل در عمل غیر متمرکز بود. اما از 1921 تاکنون، نظام اداری سیاسی کشور، در عمل یا قانون، غیر از یک دوره کوتاه متمرکز بوده است. اشتباهی که اغلب در این مورد بکار رفته است، خلط قدرت استبدادی، نظام حکومتی و تمرکز اداری است. چرا که تراکم قدرت، لزوماً به تمرکز اداری منجر نمی شود(کریمی پور،1381: 33).
از نقدهای وارده دیگر بر کتاب این است که در خصوص بقاء ملی ایران و رابطه آن با حکومت محلی نشان داده نشده حکومت محلی چگونه می تواند بقاع ملی ایران را تضمین کند.
از عمده ترین ضعف های دیگر کتاب، عدم استفاده از نقشه، جدول، عکس و... است. همچنین مطالب کتاب مزبور در چندین صفحه فاقد منابع می باشد. اکثر مطالب کتاب بدون ارجاع نوشته شده است. بیشتر مطالب آم گرداوری اطلاعات پیشین است.
همچنین کتاب مزبور فاقد یک نتیجه گیری کلی از پنج فصل ارائه شده در کتاب هست. به عبارت دیگر مباحث به شکل ناقض تمام میشودو نویسنده بدون نتیجهگیری خواننده کتاب را سردرگم رها میکند. این در حالی است که باید نویسنده یک فصلی را به عنوان جمع بندی اختصاص میداد و از مباحث مطرح شده در کتاب نتیجه گیری میکرد.
بحث حکومت محلی یا به طور کلی توزیع فضایی قدرت بسیار مهم و جزو مسائل بنیادی و اساسی هر کشور است اما در این کتاب بصوت ناقص به آن پرداخته شده در صفحه آخر کتاب(232) نویسنده اشاره می کند که ((مدل تبیینی مورد نظر در توزیغ فضایی قدرت سیاسی در ایران بس از بیروزی اتقلاب اسلامی در کتاب دیگری ارایه خواهد شد)). اما با گذشت بیش از 7 سال از انتشار کتاب مزبور، هنوز نویسنده نتوانسته به وعده خود عمل کند و کتاب دیگری را که در برگیرنده ارایه الگوی بهینه توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران هست را بنویسد. .
از ضعف های دیگر کتاب، برخوردار بودن آن از منابع قدیمی می باشد. بنابراین حداقل در چاپ های جدید لازم بود از منابع جدید استفاده کند. بهره گیری محدود نویسنده کتاب از منابع خارجی از دیگر نقد های وارده بر کتاب هست. به عبارت دیگر کتاب حاضر با وجود اینکه بیش از 6 بار تجدید چاپ شده است اما نویسنده سعی نکرده است از منابع جدید خارجی و به روز در چاب جدید استفاده کند.
منابع:
قالیباف، محمدباقر(1386)، حکومت محلی یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر
کریمی پور، یدالله(1381)، مقدمه ای بر تقسیمات کشوری در ایران جلد نخست وضع موجود، تهران: انتشارت انجمن جغرافیایی ایران.
کریمی پور، یدالله(1381)، ژئوپلیتیک ناحیه گرایی و تقسیملت کشوری ایران، تهران: انتشارت دانش پویان جوان.
سلیمی، علیالله (12/6/92). نگاهی به کتاب حکومت محلی، یا استراتژی توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران. خبرگزاری فارس.



